و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون و الله یعلم و انتم لا تعلمون...
خداوند می داند و من نمی دانم
خداوند می داند و تو نمی دانی
خداوند می داند و ما نمی دانیم
و خداوند می داند و هیچ کس نمی داند...
گروهى از مردم كسانى هستند كه مىگويند:
«به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردهايم.»
در حالى كه ايمان ندارند.
مىخواهند خدا و مؤمنان را فريب دهند
در حالى كه جز خودشان را فريب نمىدهند
(اما) نمىفهمند.
در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است
خداوند بر بيمارى آنان افزوده
و به خاطر دروغهايى كه مي گفتند
عذاب دردناكى در انتظار آنهاست.
و هنگامى كه به آنان گفته شود:
«در زمين فساد نكنيد»
مىگويند: «ما فقط اصلاح كنندهايم»!
آگاه باشيد!
اينها همان مفسدانند
ولى نمىفهمند.
و هنگامى كه به آنان گفته شود:
«همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!»
مىگويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!»
بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمىدانند!
و هنگامى كه افراد با ايمان را ملاقات مىكنند
مىگويند: «ما ايمان آوردهايم!»
(ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند
مىگويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مىكنيم!»
خداوند آنان را استهزا مىكند و آنها را در طغيانشان نگه مىدارد، تا سرگردان شوند.
آنان كسانى هستند كه «هدايت» را به «گمراهى» فروختهاند
و (اين) تجارت آنها سودى نداده و هدايت نيافتهاند.
آنان همانند كسى هستند كه آتشى افروخته
ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت
خداوند (طوفانى مىفرستد و)
آن را خاموش مىكند
و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمىكند، آنها را رها مىسازد.
آنها كران، گنگها و كورانند لذا (از راه خطا) بازنمىگردند!*
---------------------------------------
*قران خدا/بقره/آیات ۸-۱۳

"صحبت سر دولت و ریاست جمهور و اینها نیست
صحبت سر نظام است
نظام اسلامی است
آقای خامنه ای سلام الله باشند رئیس جمهور
یا یک کس دیگر
آقای موسوی نحست وزیر باشند
یا یک کس دیگر
این بحث مطرح نیست
مطرح نظام جمهوری اسلامی است
ما مکلفیم به حفظ او
همه نویسنده ها مکلفند به حفظ نظام
وقتی که انسان فرض کنید از یک کسی گلایه دارد
یا میبیند نقیصهای در کار هست
این نصیحت میتواند بکند و باید بکند
اما این لسان نصیحت غیر لسان لجن کردن و ضایع کردن است
من راجع به افراد هم عقیدهام است که - یعنی شارع هم همین طور است. ما تابع او هستیم-
که اگر انسان
یک مسلمانی را برای خاطر هوای نفسش لگدمال کند
این در آن دنیا شاید مجازاتش بدترین مجازات ها باشد و در این دنیا هم موفق نخواهد شد

(...) ما مكلفيم اين نظام را حفظ كنيم
همچو نباشد كه وقتى قلم دستمان آمد
اگر من با آقاى نخست وزير مخالفم
يا با آقاى خامنهاى مخالفم
ديگر فكر اين نباشم كه قلمم كجا مىرود
هر جا رفت بنويسم
هر چه شد بكنم
اين در حضور خداست
در حضور ملائكة اللَّه است
ثبت مىشود اينها"
----------------------------------
صحيفه امام، ج20، ص: ۱۲۶-12۸
لوتر آزادی خواه بود، یک مصلح واقعی
او کاتولیکی معتقد به آرمان ها، ارزش ها و اصولش بود
اما در اصولی که به آن معتقد بود، اشکالاتی می دید
مارتین در صدد رفع اشکالات برآمد
بیانیه چند ماده ای خود را بر سر در کلیسا زد
بیانیه ای برای اصلاح جزء هایی از عقاید کاتولیکی که فکر می کرد به انحراف کشیده شده یا گرفتار خرافات شده، ارائه داد
لوتر در این بیانیه خواستار اصلاح بخش های خرافی و منحرف شده عقاید کاتولیک بود
ولی اصلاح را همیشه در چارچوب کاتولیکی خودش خواستار بود
یعنی با اصلاحاتی که مد نظر لوتر بود اصل مذهب کاتولیک، اصول و اعتقاداتش که همانا اطاعت از پاپ، ایمان مسیحی و تثلیث بود زیر سوال نمی رفت
اصلاح لوتر در حد حذف عقایدی خرافی مثل خرید بهشت با پول، حرمت داشتن ازدواج کشیشان و راهبه ها، عدم ترجمه متن کتاب مقدس و استفاده از دین برای مقاصد سیاسی و مالی بود
مارتین برای تبیین عقایدش جزوات و نوشته هایی منتشر و بین مردم پخش کرد
بعد از مدتی عده ی زیادی از مردم با این مصلح همراه شدند
اما بعضی طرفداران افراطی پاپ و کسانی که منافعشان با بودن لوتر به خطر می افتاد، سعی در تکفیر مارتین به وسیله حضور او در دادگاه تفتیش عقاید کردند
مارتین به اعدام محکوم شد
اما به کمک دوستانش از مهلکه فرار کرد
لوتر در مکانی دور از شهر و در سایه لطف یکی از زمین داران بزرگ آلمان مخفی شد
مارتین در خانه دوستش به ساختار سازی برای عقایدش پرداخت
سعی کرد عقایدش را در یک چارچوب معین مشخص کند که در عین پایبندی به اصولش،
انحرافات و خرافات به وجود آمده در دین را پاک کند
مارتین مدتی دور از جامعه بود
اما در این مدت دوری اش از جامعه عده ای به طرفداری از لوتر دست به خرابکاری ها و افراطی
گرایی هایی زدند
کلیسا ها را به آتش کشیدند، انسان ها را قتل عام کردند و ...
آن ها خودشان را طرفدار لوتر میدانستند
اما افراط گری های کسانی که خود را حامی مارتین می دانستند در قاموس عقاید لوتر جایی نداشتند
لوتر اعتقاد راسخ به مذهب کاتولیک، کلیسا و ایمان مسیحی اش داشت
در حالی که بعضی حامیانش انسان ها را می کشتند، کلیسا ها را به آتش می کشیدند و برخی عقاید افراطی و انحرافیشان را به جامعه تزریق می کردند؛ لوتر نگران و ناراحت از این وضع با ناباوری وقایع را ناظر و شاهد بود
او به هیچ وجه موافق این حرکات نابود گرایانه و براندازانه نبود
و به کسانی که این اعمال را انجام می دادند اعتراض می کرد
لوتر بعد از مدتی مخفی شدن، خود را آشکار کرد و بنای اصلاح در دین کاتولیک را پی ریزی کرد
مارتین لوتر پایه گذار اصلاح ساختار جامعه در چارچوب درست خودش بود
در اصول پذیرفته شده جامعه
اما حامیانش پا از حد فراتر گذاشته و باعث چند شعبه ای شدن دین شدند
آن ها با این کارشان نه تنها اصول اصلی مسیحیت را نابود کردند بلکه شعار مصلح گرایانه لوتر را هم در خودشان هضم و از مسیر درست و اصلی خودش منحرف کردند
همین شد که امروزه ما دین مسیحیت، خصوصا مذهب پروتستان را مذهب هزار فرقه می نامیم
مذهبی که بنای اصلیش به دست لوتر و در چارچوب اصول دین بود
اما کسانی آن را منحرف کردند.
-------------------------------------
مطلب منتشر شد:
دولت امید (موسوی یا مارتین لوتر؟)
پیروزی از آن خداست
و انشاالله فتح نزدیک است...
