سكوت سخته
خداحافظي هم سخته
اما مواقعي پيش مياد كه رعايت هر دوشون لازم ميشه
گاهی "هیچ نگهبانی ، نگاهبانتر از خاموشی نیست" *
گاهی خداحافظی به موقع می تونه بهترین صلاح برای انسان باشه
پس چه بهتر که انسان زمانش رو درک کنه و موقعش رو بشناسه
خداحافظ ... با تمام حرف هاي نگفته ... تا آمدن دوباره ... تا شكستن خاموشي و ...
وَ السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ...
*بحار الانوار
*حضرت محمد (ص) پرسيد: خداوندا! برترين و اولين عبادت چيست؟ فرمود: آغاز عبادت، روزه و سكوت است. عرض كرد: پروردگارا! اثر روزه چيست؟ فرمود: روزه باعث پديد آمدن حكمت است و حكمت موجب معرفت و معرفت موجب يقين است، پس هرگاه كه بنده به مقام يقين رسيد، دربند سختى يا آسانى زندگى نيست.
اى احمد! هيچ عبادتى نزد من از سكوت و روزه محبوبتر نيست. پس هر كس كه روزه بگيرد و زبان خود را حفظ نكند مثل كسى است كه به نماز بايستد ولى چيزى نخواند. پس به چنين نمازگزارى فقط پاداش بپاخاستن او را میدهم ولى پاداش عبادت كنندگان را به وى نخواهم داد.
*حضرت محمد (ص) : هر كس بداند كه گفتارش چه جايگاهى از كردارش دارد، سخن گفتنش كاستى پذيرد مگر در آنچه كه مفيد است.
*حضرت عیسی (ع) :واجب است بر آن كسي كه با نَفْس خود مجاهدت ميكند،اينكه سخن خود را به قيمت طلا بدهد و هر وقتي که سخن كند،واجب است بر او كه خيال كند زر ميريزد.حقاً كه چون اينگونه خيال كند،فقط وقتي سخن خواهد گفت كه ضرورت باشد؛همانطور كه طلا را بر چيزهاي ضروري صرف ميكند.
نكات نگارنده:
ايليا و اخنوخ دو تن از پيامبران خداوند هستند كه به مرگ نمرده اند و قبل از پايان جهان به همراه حضرت عيسي به جهان رجعت مي كنند.
ايليا پيامبر خداوند براي اجابت خواهش شاگردش "اليشع" كتابچه اي نوشت كه در اينجا آورده شده.
كتابچه ي ايليا:
ايليا بنده ي خداي –اينچنين ابتدا ميكند كتابچه را- اين را مينويسد از براي همه ي اشخاصي كه ميخواهند به راه خداي آفريدگار خود روند.
توصيه هاي ايليا پيغمبر خداي براي كساني كه مي خواهند برتر از ديگران زندگي كنند
بر كساني كه طلب خداي ميكنند لازم است كه از هم صحبتي بشر بگريزند.زيرا موسي چون بر كوه سينا تنها بود خداي را يافت و با او سخن گفت؛چنانكه دوست با دوست خود سخن ميگويد.
بر كساني كه طلب خداي ميكنند لازم است كه در هر سي روز يك بار بيرون روند،به جائي كه اهل جهان نيستند.زيرا ممكن است كه در يك روز كرده شود كارهاي دو سال در خصوص كار كسي كه طلب خداي ميكند.
بر اوست كه هرگاه كه راه ميرود جز بر قدم هاي خود نظر نيندازد.
بر اوست هر وقتي كه تكلم ميكند،نگويد مگر آنچه ضروري باشد.
بر ايشان است هر وقتي كه ميخورند از خوان بر خيزند در حالتي كه سير نباشند.
هر روز انديشناكند كه به روز بعد نميرسند.
و صرف كنندگانند وقت خود را،چون كسي كه نفس ميكشد.
يك جامه از پوست حيوانات بايد ايشان را كافي باشد.
بر توده خاك است كه روي خاك بخوابد.
بايد هر شبي دو ساعت خواب او را كفايت كند.
بر اوست كه دشمن ندارد جز نفس خودش را.
نيز بر اوست كه محكوم نسازد هيچ كس را مگر نفس خودش را.
بر ايشان است در اثناي نماز بترس ايستاده باشند كه گويا ايشان پيش روي رستاخيز هستند.
پس بجا آريد در اين صورت اين را در خدمت خداي با شريعتي كه آن را خداي بر دست موسي به شما عطا فرموده است.زيرا به اين طريق خداي را خواهيد يافت.
همانا شما در هر زمان و مكان خواهيد يافت كه شما در خداي هستيد و خداي در شما.
اين است كتابچه ي ايليا.
وَ السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ...
طبقات دوزخ به روایت عیسی مسیح (ع)
(1)آن وقت پطرس گفت:اي معلم!به ما بگو چگونه هلاك شدگان عذاب مي شوند و چقدر در دوزخ باقي خواهند ماند تا انسان از گناه پاك گردد؟(2)عيسي در جواب فرمود: ((همانا از چيز بزرگي سؤال كردي و با اين وجود من تو را به خواست خداي جواب ميگويم.(3)پس بدانيد كه دوزخ همانا يكي است؛ولي هفت طبقه دارد،يكي زير ديگري.(4)پس همچنانكه گناه هفت نوع است –چون آن را شيطان احداث كرد مثل هفت دروازه ي دوزرخ –همچنين در دوزخ هفت گونه عذاب يافت ميشود.
طبقه هفتم براي متكبران
(5)هفتمين طبقه از آن متكبر است.آنكه در دل خود بيشتر بلند پروازي دارد،پس افكنده خواهد شد در پائين ترين طبقات در حالتي كه مرور خواهد كرد به بقيه طبقاتي را كه بالاي اوست و تمام رنج هائي را كه درآنها موجود است خواهد چشيد.(6)چنانكه او در اينجا ميخواهد تا از خداي بزرگتر باشد؛چه،دوست دارد هرچه ميخواهد از آنچه مخالف امر خداست انجام دهد و اعتراف تميكند به اينكه كسي برتر از اوست؛پس اينگونه نهاده ميشود زير پاهاي شيطان و زير پاي ديگر شياطين.(7)پس او را پايمال ميكنند،چنانكه انگور در وقت شراب ساختن پايمال كرده ميشود و اسباب خنده و مسخره شيطان ها خواهد شد.
طبقه ششم براي حسودان
(8)حسودي كه بر اثرحسن حال اقرباي خود از خشم ميسوزد و بر بلاهاي ايشان افروخته رخسار ميشود،در مرتبه ي ششم سرازير خواهد شد.(9)آنجا دندان هاي عده ي بسياري از افعي هاي دوزخ او را ميگزند.(10)پس به خيال او ميآيد كه تمام چيزها در دوزخ خوشحال ميشوند به عذاب او و افسوس ميخورند كه چرا در مرتبه ي هفتم سرازير نشده است.(11)اين بواسطه ي آن است كه آن را عدل خداي به خيال حسود بدبخت ميآورد،با عدم تمكن آن لعنت شدگان بر خوشحالي؛زيرا اگر چه آن ملعون ها متمكن بر هيچ خوشي نيستند،با اين وجود عدل خداوند آن را به خيال آن حسود بدبخت ميآورد؛چنانكه به خيال كسي در خواب ميآيدكه كسي او را بر پاي ميكوبد و متألم ميشود.(12)اين غايتي است كه پيش روي حسود بد بخت است.(13)نيز به خيال او ميرسد كه آنجا مطلقاً هيچ مسرتي نيست و اينكه هر كسي به بلاي او خوشحال است و متأسف است بر اينكه عذاب او سخت تر نيست.
طبقه پنجم براي آزمندان
(14)اما آزمند، به مرتبه ي پنجم سرازير ميشود،آنجائي كه به او فقر خوار كننده اي نازل ميشود؛چنانكه به ميزبان توانگر نازل شده بود.(15)شيطان ها نيز براي زياد كردن عذاب او پيش روي او خواهند آورد آنچه را كه ميخواهد.(16)پس همين كه به دستش آمد،شياطين ديگر آن را مييابند به سختي،در حالتي كه به اين سخنان ناطقند:يادآر كه نخواستي براي محبت خداي بدهي؛پس خداي هم نميخواهد كه بگيري.(17)چه بدبخت است اين انسان!(18)زيرا او خود را به اين حال خواهد ديد و ياد از فراخي روزگار گذشته ميكند و تنگي حاضر را مشاهده مينمايد.(19)به ياد ميآورد كه ممكن بود او را تا بواسطه ي خيراتي –كه آن وقت نميتواند آنها را بدست آورد –خرميجاوداني را تحصيل نمايد.
طبقه چهارم براي شهوت پرستان
(20)اما مرتبه ي چهارم،پس شهوت پرستان در آن سرازير ميشوند؛آنجائي كه در آن كساني كه تغيير داده اند راهي را كه به ايشان خداي عطا فرموده جا دارند،مثل گندميكه در سرگين سوخته ي شيطان پخته شده باشد.(21)در آنجا اژدرهاي دوزخي با ايشان دست به گردن ميشوند.(22)اما كساني كه با فواحش زنا كرده اند،پس همه ي كارهاي اين نجاست در ايشان برخواهد گشت به همبستر شدن با جنيان دوزخ؛آنها شياطيني هستند بصورت زناني كه موهايشان از اژدرهاست و چشم هايشان گوگرد افروخته شده و دهانشان زهر و زبانشان تلخ است و جسدشان احاطه كرده شده به چنگك هاي دندانه دار به سرنيزه ها،كه شبيهند به آنچه به آن ماهيان گيج و سرگردان صيد ميشوند و چنگال هايشان چون چنگال هاي عقاب ها و ناخن هايشان كارد است و طبيعت اعضاي تناسلشان آتش است.(23)پس شهوت پرستان با ايشان هم آغوش ميشوند بر آتش دوزخ كه تخت ايشان خواهد بود.
طبقه سوم براي كاهلان و تنبلان
(24)به مرتبه ي سوم سرازير ميشود كاهلي كه اكنون كار نميكند.(25)آنجا شهرها و قصرهاي بزرگ بنا ميشود.(26)تمام نشده ناگهان خراب ميشوند؛زيرا در آنها هيچ سنگي به جاي خويش نصب نشده است.(27)پس اين سنگ هاي درشت بر دوش آن كاهل كه دست هايش باز نيست گذاشته ميشود،(28)تا جسد خود را سرد كند درحال راه رفتن وبار خود را سبك نمايد؛زيرا كسالت قوّت بازوهايش را زايل كرده است.(29)نيز ساق هايش به اژدرهاي دوزخ بسته شده.(30)از آن سخت تر اينكه در پس او شياطيني هستندكه او را ميرانند و مكرر او را بر زمين ميافكنند در حالتي كه هنوز در زير بار است.(31)او را كسي را برخاستنش كمك نميكند.(32)بلكه چندانكه در برخاستن سنگين تر است بر آن مقداري هم بار مضاعف گذاشته ميشود.
طبقه دوم براي شكم پرستان
(33)در مرتبه ي دوم شكم پرست سرازير ميشود.در آنجا قحطي ميشود به اندازه اي كه جز كژدم هاي زننده و اژدرهاي گزنده،كه عذاب دردناكي ميدهند،چيزي كه خورده شود پيدا نشود.(34)تا جائي كه هرگاه متولد نشده بودند،هرآينه براي ايشان بهتر بود از اينكه مثل اين طعام را بخورند.(35)شياطين بحسب ظاهر براي ايشان طعام هاي خوشمزه پيش خواهند آورد.(36)ليكن چون دست ها و پاهايشان به غل هاي آهنين بسته شده است نميتوانند كه دستي دراز كنند،هرگاه طعاميبراي ايشان نمودار شود.(37)از آن بدتر اين است كه همين كژدم هائي كه آنها را ميخورد،همانا شكم او را ميبلعند در حالتي كه قادر نيست بر بيرون شدن؛زيرا آنها پاره پاره ميكنند عورت شكم پرست را.(38)وقتي كه بيرون ميشوند در حالت نجاست و مرداري،بار ديگر خورده ميشوند.
طبقه اول براي كسي كه از روي خشم برافروخته ميشود
(39)كسي كه از روي خشم برافروخته ميشود به مرتبه ي نخستين سرازير ميشود،آنجائي كه اهانت ميكنند او را همه ي شياطين و ساير ملعون هائي كه جاي ايشان از او پائين تر است.(40)پس او را لگد مال ميكنند و ميزنند و بر راهي كه بر آن گذر ميكنند او را ميخوابانند و پاهاي خود را برگردن او مينهند.(41)در اين حال او بر مدافعت از خود قادر نيست؛زيرا دست ها و پاهاي او بسته شده.(42)از آن بدتر اينكه او قادر نيست بر اظهار خشم خود بواسطه ي اهانت ديگران؛زيرا زبان او بسته شده به چنگكي كه شبيه است به آنچه آن را گوشت فروش به كار ميبرد.(43)پس در اين جاي ملعون عِقاب عام است كه شامل تمام طبقات است؛مثل مخلوطي از حبوب بسياري كه از آنها قرص نان ساخته ميشود.(44)زيرا بواسطه ي عدل خداي آتش و يخ و صاعقه ها و برق و كبريت و گرميو سردي و باد و جنون و جزع،با هم متحد خواهند شد به طريقي كه سردي در حرارت و آتش در يخ تخفيف نميدهد؛بلكه هر يك از آنها به نوعي گناهكار بدبخت را عذاب ميدهند.
احاديث درباره دوزخ از ميزان الحكمت
پيامبر خدا صلي الله عليه وآله : كم عذابترين اهل دوزخ ، دو كفش از آتش به پا دارد كه از حرارت آنها مغزش به جوش مي آيد.
پيامبر خدا صلي الله عليه وآله : دو چيزِ ميان تهي ، بيش از هر چيز ديگر، مردم را به دوزخ مي كشد: دهان وفرج.
پيامبر خدا صلي الله عليه وآله : سه خوي از اخلاق دوزخيان است: تكبّر، خودپسندي وبد اخلاقى.
امام صادق عليه السلام : سه خوي است كه اگر در مرد باشد، باكي نيست كه بگويي او دوزخي است: خشونت وبزدلي وبخل. وسه خوي است كه اگر در زن باشد، پروايي نيست كه بگويي او دوزخي است: بي حيايي، بزرگ منشي وفخر فروشى.
امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «جهنّم هفت در دارد وبراي هر در، گروهي از آنان ...» ـ فرمود : به من خبر رسيده ـ والبته خدا داناتر است ـ كه خداوند دوزخ را هفت دَرَك (زيرْ طبقه) قرار داده است: بالاترين درك جَحيم است، كه اهلش بر فراز تخته سنگي از آن مي ايستند ومغز سرشان به جوش مي آيد، همچون به جوش آمدن محتويات ديگ.
دَرَك دوم ، لَظي است، پوست سر واندام را مي كند، [و ]هر كس را كه [به حق] پشت كرده وروي برتافته وگرد آورده وانباشته باشد، فرا مي خواند. دَرَك سوم، سَقَر است كه نه باقي مي گذارد ونه رها مي كند، پوستها را سياه مي گرداند [و ]بر آن نوزده [نگهبان] است. دَرَك چهارم ، حُطَمَه است كه از آن شعله هايي چون كاخي [بلند] شراره مي افكند. گويي كه اشتراني زرد رنگند ... دَرَك پنجم ، هاوِيَه است . در آن جا گروهي هستند كه فرياد مي زنند ومي گويند: اي مالك! به فريادمان رس. پس، چون بخواهد كمكشان كند، ظرفهاي زرد رنگِ آتشين به آنان دهد، كه در آنها زردابه وچركي است كه چونان مس گداخته از پوستهايشان جاري مي شود...
دَرَك ششم ، سَعير است كه در آن سيصد سراپرده از آتش است... .
دَرَك هفتم ، جهنّم است كه فَلَق در آن است، وآن چاهي است در جهنّم كه چون دهان باز كند، آتش به شدّت ، زبانه كشد، كه درد آورترين آتش است.
وَ السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ...
حضرت محمد(ص) : اگر قرار بود دستور دهم كسى در برابر كسى سجده كند ، حتما به زن دستور مى دادم كه شوهرش را سجده كند .
سنن أبى داوود به نقل از قيس بن سعد : به حيره وارد شدم . ديدم [مردم] در برابر حكمران خود به سجده مى افتند . گفتم : رسول خدا به سجده شدن سزاوارتر است . سپس نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدم و عرض كردم : من به حيره رفتم و ديدم كه [مردم آن جا] در برابر حكمران خود به سجده مى افتند . در حالى كه تو، اى رسول خدا بيشتر سزاوارى كه ما سجده ات كنيم . پيامبر فرمود : آيا اگر بر قبر من بگذرى آن را سجده خواهى كرد؟ عرض كردم : نه . پيامبر فرمود : اين كار را نكنيد . اگر بنا بود دستور دهم كسى در برابر كسى سجده كند، هر آينه به زنان دستور مى دادم به دليل حقّى كه خداوند براى شوهرانشان به گردن آنان نهاده است ، ايشان را سجده كنند.
حضرت محمد(ص) : در مهريه آسان بگيريد ؛ زيرا مرد مهريه [سنگين] زن را مى دهد ، اما در دلش نسبت به او كينه و دشمنى پديد مى آيد .
امام كاظم(ع) : جهاد زن ، خوب شوهردارى كردن است .
امام صادق(ع) : يكى از دعاهاى رسول خدا(ص) : پناه مى برم به تو از زنى كه پيش از آن كه زمان پيرى ام فرا رسد مرا پير كند .
وَ السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ...
(24)پس از نماز نيمه شب،شاگردان نزديك يسوع شدند.(25) پس به ايشان فرمود: ((اين شب در روزگار مسيا*،پيغمبر خداي،همان يوبيل ساليانه است كه اكنون هر صد سال يك بار پيش مي آيد.(26)از اين رو نميخواهم كه امشب بخوابيم؛بلكه ميخواهم كه نماز بخوانيم و سر هاي خود را براي سجده خداي تواناي مهربانمان كه تا همواره خجسته است،صد بار خم كنيم.(27)و در هر مرتبه بگوييم: اعتراف ميكنيم به تو پروردگار يكتاي ما كه نه تو را آغاز و نه تو را انجام است.(28)زيرا تو به رحمت خود به همه ي چيز ها دادي آغازشان و زود باشد كه به عدل خود همه را جزا دهي.(29)ميان بشر مانندي نداري.(30)زيرا به وجود بي نهايت خود، دستخوش حركت و عوارض نيستي.(31)به ما رحم كن؛چون تو ما را آفريده اي و ما ساخته شده ي تو هستيم.))
(1)چون يسوع نماز خواند فرمود: ((بايد شكر خداي نمائيم؛زيرا او به ما امشب رحمت بزرگي ارزاني فرموده.(2)چون او برگردانيد زماني را كه لازم بود در اين شب بگذرد و نماز خوانديم به اتحاد با رسول خداي.(3)بتحقيق شنيدم آواز او را.))
*مسيا: مسيا،مشياح،Messiah همان نام مبارك حضرت محمد(ص) است.
نکات نگارنده:
احتمال دارد که این آیه از برنابا درباره شب قدر آمده باشد؛از دو جهت:
۱.در برنابا گفته شده:
از اين رو نميخواهم كه امشب بخوابيم؛بلكه ميخواهم كه نماز بخوانيم و سر خود صد بار خم كرده،سجده كنيم خدايِ توانايِ مهربانِ هميشه خجسته ي خود را.
اين 100 بار مي تواند اشاره به 100 قسمت دعاي جوشن كبير داشته باشد.
و اينكه "نمي خواهيم كه امشب را بخوابيم" اشاره به احيا گرفتن و شب بيداري در شب قدر است.
۲.اگر اين قسمت از دعاي جوشن كبير را در نظر داشته باشيم:
سبحانك يا لا اله الا الله انت، الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب.
پاك و منزه هستي اي خدايي كه جز تو خدايي نسيت.فرياد فرياد،خلاص كن ما را از آتش اي خداي.
و حالا اگر اين را مقاسيه كنيم با گفته حضرت عيسي در برنابا،شباهت قابل توجهی دیده می شود:
و در هر مرتبه بگوييم:
اعتراف مي كنيم به تو پروردگار يكتاي ما كه نه تو را آغاز و نه تو را انجام است.("پاك و منزه هستي اي خدايي كه جز تو خدايي نسيت.")
(28)زيرا تو به رحمت خود به همه ي چيز ها دادي آغازشان و زود باشد كه به عدل خود همه را جزا دهي.(اسامي خداوند در جوشن كبير)
(29)ميان بشر مانندي نداري.(اسامي خداوند در جوشن كبير)
(30)زيرا به وجود بي نهايت خود،دستخوش حركت و عوارض نيستي.(اسامي خداوند در جوشن كبير)
(31)به ما رحم كن؛چون تو ما را آفريده اي و ما ساخته شده ي تو هستيم.("خلاص كن ما را از آتش اي خداي.")
وَ السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ...