آزردن زن
حضرت محمد(ص):بدانيد كه خداوند عزوجل و رسولش بيزارند از كسي كه به زني آزار رساند،تا آن زن طلاق خلع* بگيرد.
حضرت محمد(ص):من در شگفتم از كسي كه زنش را كتك مي زند،در حالي كه خودش به كتك خوردن سزاوارتر از اوست.
امام علي(ع):امام علي در ضمن وصيت به فرزندش حسن فرمود:نبايد خانواده ات به خاطر تو بدبخت ترين مردمان باشند.
آزردن مرد
حضرت محمد(ص):هر كس زني داشته باشد كه وي را بيازارد،خداوند نه نماز آن زن را قبول مي كند و نه كار نيكش را،هر چند همه عمر روزه بگيرد،تا زماني كه به شوهرش كمك كند و او را خشنود سازد... مرد نيز اگر زن خود را بيازارد و به او ستم كند،همين گناه و عذاب را دارد.
امام صادق(ع):ملعون است،ملعون آن زني كه شوهر خود را بيازارد و غمگينش كند،و خوشبخت است،خوشبخت آن زني كه شوهر خود را احترام نهد و آزارش ندهد و در همه حال از وي فرمان برد.
شكستن حرمت تا كجا؟
مثل هميشه پاي كامپيوتر نشستم و دارم وقت تلف ميكنم.
صداي زنگ در مياد.برادرم سريع ميره دم در ساختمون.انگار دوستش آمده.
دوست مشتركمونه.من هم ميشناسمش،پسر خيلي خوبيه و با اينكه 5 سال از من بزرگتره خيلي در همه كارها كمكم ميكنه.
خوشحال ميشوم از اينكه آمده،اما پايين نميرم.مادرم صدايم ميكند كه دم در كارت دارن.
احضار شدم.
مثل هميشه با كلي جك و تيكه انداختن من رو ميخندونه.مني كه در حالت معموليش هم صبح تا شب در حال خنده هستم كه معمولا خودم هم نميدونم به چي مي خندم!
چند دقيقه اي گذشته،دم در ايستادم.دارم به حرف ها گوش ميكنم و گاهي لبخند مي زنم.هوا كمي سرده.آخه وسطاي اسفنده و من هم با يك لباس يك لا قبا اومدم بيرون.صحبت ها تازه گرم گرفته كه صداي ترمز شديد ماشيني مياد.
تقريبا ساعت طرفاي 12 نصف شبه.
فكر ميكنم كه تصادفي شده،به بيرون نگاه ميكنم.پژويي جلوي ساختمان روبرويي با شدت توقف كرده،اما با چيزي تصادف نكرده.يك مرد پشت فرمان.زني عقب نشسته.
مي بينم كه مرد مدام بر ميگرده به عقب و آن زن رو نگاه مي كنه.نمي فهمم چرا اين حركت رو چند بار تكرار ميكنه.
دوستم نزديكتر آمده.ميگه كه مرد داره به آن زن تف ميكنه.
ميگم كه حتما چشات داره عوضي ميبينه!
بر حرفش اصرار ميكند.
دقيق تر نگاه ميكنم.مرد مدام به عقب بر ميگرده و سرشو جلو و عقب مي بره و باشدت و خشم زيادي رو به صورت زنش تف مي كنه.
باورم نميشود.يعني ميشود مردي با زنش همچين كاري بكند!
زن با دست صورتش را پوشانده.قشنگ معلوم است كه دارد گريه ميكند.
عقب مي روم تا ديگر نبينم،سعي ميكنم به دوستم حالي كنم كه به صحبت هايمان ادامه بديم،اما او همچنان نگاه ميكند.
مي خواهم فرار كنم.ديگر نمي خواهم ببينم.ديگر بس است... .
سر و صدا بالا ميگيره.مرد بلند بلند در آن موقع شب سر زن هوار ميكشد و فحشش مي دهد.دوستم اشاره به چيزي كه روي صندلي عقب است مي كند.
يك شوك ديگر.
آنها بچه دارند.يعني اينها جلوي بچه شان چنين كاري ميكنند.
آن مرد چه طور ميتواند حرمت آن زن را جلوي بچه اش لگد مال كند وبراي خودش نفرت آن بچه را بخرد.
ديگر تاب ماندن ندارم.
مرد از ماشين پياده مي شود.زن را به زور پايين مي كشد و به همراه بچه به خانه مي فرستد.
مي ترسم كه آن مرد ما را هم ببيند و يك دعوايي هم با ما بكند.سريع با آن دوست خداحافظي ميكنم و به اتاقم مي روم.
هنوز در چيزهايي كه ديدم ترديد دارم.
چه طور مردي مي تواند با زني كه با او ازدواج كرده و ازش بچه دار شده،همچين كاري كند!!
زن ومردي كه با آن همه عشق و علاقه،شب ها را در كنار هم به صبح مي رسانند.،چه طور ميتوانند به همچين جايي برسند.
از خودم و از همه مردها متنفر مي شوم.
ساعت طرفاي 3 صبح است.هنوز نخوابيدم.به خودم قول دادم كه انتخاب درستي بكنم.انتخابي كه در آن پشيماني نباشد.انتخابي كه در آن دعوايي نباشد.انتخابي كه در آن گريه اي نباشد.
اما نميدانم،ميتوانم ... .
شايد خودم هم روزي چنين مردي شدم.
چشم ها سنگين شده اند.اما هنوز مقاومت مي كنم.
خودم را در نقش آن مرد تجسم مي كنم.مي دانم و مطمئنم كه آن زن هم حتما كاري كرده كه شوهرش آن طوري رفتار ميكند.اما هر چه فكر ميكنم درك نميكنم كه يك زن چه كار مي تواند بكند كه لايق تف كردن مرد به او باشد.مگر زشتكاري كرده .... .
مي دانم و مطمئنم كه اين رفتار،ميتواند برعكسش هم اتفاق بيفتد.
يعني زني ميتواند با شوهرش همچين كاري بكند؟
با خودم فكر ميكنم و مشابه هايش را به ياد مي آورم.
ديگر لبخندي حس نميكنم.ديگر نميخندم.احساس ميكنم اين لبخند نزدن من تا ابد ادامه دارد.
چشم هايم سنگين شده اند.ديگر مقاومتي نميكنم.
و زندگي با همه زيبايي هايش ادامه دارد.
*طلاق خلع:طلاقي كه زن با بخشيدن مهريه خود،يا حتي بيشتر،از شوهرش طلاق بگيرد.
وَ السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ...
به نام خداوند بخشنده مهربان
"مردان و زنان با ايمان، ولىّ (و يار و ياور) يکديگرند؛ امر به معروف، و نهى از منکر مىکنند؛ نماز را برپا مىدارند؛ و زکات را مىپردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مىکنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرارمىدهد و خداوند توانا و حکيم است"
اي كاش ميشد بعضي از دوستان به هرچيزي نگاه جنسيتي نداشتن.
اينكه ما فرشته ايم و اونها شيطان.اينكه ما پاكيم و اونها كثيف.اينكه ما صاف و زلاليم و اونها پر از خرده شيشه.اينكه ما مظلوميم و اونها ظالم.اينكه همه كارهاي درست رو ما ميكنيم و همه اشتباهات رو اونها.
شايد اگر نگارنده ي متني يادش بيايد،دختراني را كه با هزار دوز و كلك و عشوه پسرهايي رو خام ميكنند و فريب ميدهند ،همينطور دختراني كه با نيشه و كنايه هاشان،چه ضربه هاي سختي به مردان مي زنند و روح آنها را نابود ميكنند.زناني كه با مهريه هاي سنگين آن پسر بخت برگشته را زير بار هزار قرض ميبرند و دختراني كه در عين قساوت،مردي را كه تا چند روز قبل با هم زير يك سقف زندگي مي كردند را به زندان مي اندازند.اگر ايشان زن هايي را يادشان بيايد كه با قناعت نداشتن و زياده خواهي هايشان،پسرهاي بدبخت جامعه را به چه كارها كه نمي كشانند.اگر همه اينها و خيلي چيزهاي ديگر كه ذكرش را در اينجا لازم نميدانم،را به ياد بياورند،شايد هيچ وقت چنين حرفهايي نميزدند.
همينجا با صراحت ميگم كه پسر ها هم خيلي اشكال دارند،بعضي موقع ها هم نفرت انگيز مي شوند،خيلي نفرت انگيز تر از بعضي دخترها.
ولي بعضي فكر ميكنند كه به قول خودشان صراط خانم ها توي جاده زندگي از صراط آقايان مستقيم تر است!!!
شايد بگوييد كه خود من كه اين حرف ها را ميزنم،بيشتر از همه نگاه جنسيتي دارم،اين قضيه را تا يك سال پيش قبول دارم.ولي بعد از ورود به دانشگاه و آشنا شدن با بعضي ازدوستان و آشنا شدن با روحياتشان به كلي نظرم تغيير كرد،و من فكر مي كردم كه بعضي دوستان هم از آن افكاري كه مي شود (...) لقبشان داد،بيرون آماده باشند ...
... انگار اشتباهي بيش نبوده.
انتظارش را نداشتم...
از آن پست و از آن دوست ناراحت شدم،عصباني شدم و ... .
مرز شوخي و جدي معلوم است.فاصله اي به اندازه يك لبخند و يك ناراحتي.
پانويس:
يك اصل اساسي اقناع: وقتي ميخواهي به كسي بد و بيراه بگي،دوتا فحش بده و يكي هم خوبيش رو بگو.
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى...
نكاتنگارنده(خودم):
در مورد اين حديث ذكر چند نكته لازم است:
۱-اولا منظور از آن مرد و آن زن،دو نفر همسر است.پس لطفا پسرهاي عزيز كه داراي دوست دختر مي باشند از گفتن اين جملات شديدا اجتناب كنند!
۲-اين گفتن دوست داشتن هم تنها كافي نيست،ممكنه اصلا مردي روزي هزار بار هم به زنش بگويد دوستش دارم ولي با عملش خلاف آن را ثابت كند.اين گفتن دوست داشتن،بايد با عمل ثابت شود و همراه باشد،گرچه گفتن آن في نفسه هم مطلوب است.
۳-زن ها هم بد نيست هر از چند گاهي از اين چيزها بگن و با عملشان آن را ثابت كنند.
تفسير آيه از امام صادق (ع) درباره متعه
وسائل الشيعه : در تفسير قمي نقل شده است كه امام صادق در تفسير قول خداوند عز و جل در قرآن كريم كه مي فرمايد : « ما يَفْتَحِ اللهُ لِلناسِ مِنْ رَحْمَهٍ فَلا مُمْسِكَ لَها » ( فاطر /2 ) { آنچه كه خداوند از رحمت خويش بر مردم بگشايد ، بازدارنده و پرهيزي در آن نيست } فرمود : منظور از اين آيه شريفه ، متعه ( ازدواج موقت ) است .